لینکدانی
بزرگتریرن منابع خبری جهان
»
شبکه خبری CNN
»
شبکه خبری BBC
»
U.S NewsWire
»
شبکه خبری VOA
»
شبکه خبری CBS
»
شبکه USA Today
»
Canada Newswire
»
شبکه خبری Reuters
»
ایسوشیتیت پریس AP
»
شبکه خــبری Al-Jazeera
»
گروپ خبرهای ناظران W.N.G
»
آژانس خبری نوسندگان آفریقا
»
اخبار جهان World News
»
شبکه خبری FOX News
»
اخبار جهان World News
»
Religion News Service
»
تازه ترین اخبار علمی
»
شبکه خبری CNS
»
شبکه خبری ABC
»
آنــلاین ژورنال
»
MSNBC
»
Write News
»
خـبرهای انترنیت
»
اخبار Earth Times
»
تازه‌ترین اخبار هنری جهان
»
شبـــــکه خبری مسلمانها
»
سرویس خبرهای مذهبی
»
تازه ترین اخبار زنان جهان
»
شبـــکه خبری C-SPAN
»
گزارشگران آمریکایی
»
گزارشگران هالیوود
»
Civil Rights Post
»
در آچه چه گذشت؟
»
جهان ترور و وحشت
»
دنیای تبعیض نژادی
»
تازه‌ترین اخبار از عراق
»
MultiNational Force
»
Word Peace Reports
»
جهان سیاست در تصویر
»
Meddle East Observer
»
تازه‌ترین اخبار CIA & FBI
»
تازه‌ترین اخبار از دنیای پناهندگان
»
WorldDisarmament News
»
تازه‌ترین خبرهای القاعده
»
شبکه خبری القاعده
»
خبرهای زندان ابوغریب
»
حوادث طبیعی جهان
»
دنیای توطئه خیانت
»
دنیای جاسوسی
»
اخبار جاسوسی
»
Al Qaida News
»
خبرهای پنتاگون
»
فلستین پوست
»
RUSSIA LIFE
»
جهان سیاست
»
دنیای جنایت
»
خبرهای ناتو

مطبوعات بین الملل
روزنامه ها
رادیو ها
سایتهای افغانی
وبلاگهای وطندارانم
دوستان ایرانی

در باره خودم: نسيم فکرت (سهراب کابلی) هستم. در کابل زندگی ميکنم. سه چار بالا بیست عمر دارم. زاده شده‌ام در سرزمين درد، رنج و بی‌عدالتی. هرآنچه برای خودم ميخواهم برای ديگران آرزو ميکنم. با ديد نقادانه و گاهی طنزآميز اوضاع سياسی، اجتماعی، فرهنگی و امور مربوط به زنان را دنبال ميکنم. جوانی هستم با يک دنيا آرزو و عشق به ميهنم. در سال 2005 ميلادی از طرف شبکه گزارشگران بدون مرز در فرانسه، برنده جايزه آزادی بيان در ميان هفت نفر وبلاگ‌نويس از سراسر جهان، انتخاب شدم. چند صباحی در مطبوعات افغانستان با نام‌های مستعار فعاليت کرده‌ام و از خودم هم نشريه مستقل داشتم که به مزاق وارلارد‌ها و افراطيون اسلامی خوش نيامد. عشق و علاقه مفرط به موسيقی و کتاب دارم و بی‌ترديد به خودم هم علاقمندم.
-------------------------
My English Blog: Afghan LORD
آرشیو ماهانه



تقویم
August 2008
SunMonTueWedThuFriSat
          1 2
3 45 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 2021 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
www.flickr.com
More of Sohrab Kabuli's photos
آرشیو موضوعی
خبرنامه
جهت اطلاع از به روز شدن اين وبلاگ ايميل خود را وارد کنيد:

عضویت لغو عضویت
لوگو

یادداشت هایی از کابل

»
اولین مدال المپیک برای افغانستان

روح الله نیکپا، تکنواندوکار جوان افغان، در وزن زیر 58 کلیوگرام، اولین مدال برنز را برای افغانستان به ارمغان آورد. روح الله نیکپا عضو تیم ملی تکواندوی افغانستان است و گفته می‌شود، در سالهای گذشته افتخارات زیادی در مسابقات جهانی و منطقوی به کشور عزیز ما افغانستان کسب کرده است. نیکپا، در سال گذشته توانست با به دست آوردن مقامروح الله نیکپی سوم در مسابقات اوپن کوریا سهمیه اشتراک در مسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن را کمایی کند. او در سال گذشته نیز، مقام نایب قهرمانی را در مسابقات آسیایی که در کشور ویتنام برگزار گردیده بود به دست آورد. روح الله نیکپا، 21 سال سن دارد و در رده بندی وزن خود خوان آنتونیو راموس Juan Antonio Ramos قهرمال آسپانیای را با نتیجه 1-4 شکست داد و بدین ترتیب، نیکپا برای اولین بار در تاریخ کشور ما افغانستان، مدال تاریخ افغانستان در المپیک را به دست آورد.

تیم افغانستان، تنها با چهار ورزشکار در بازی‌های المپیک پکن شرکت کرده است. این در حالی است که کشور همسایه ایران با پنجاه ورزشکار، نه پنجاه ورزشکار بلکه پنجاه بت در بازی‌های المپیک پکن شرکت کرده است اما پائین‌تر از افغانستان، در رده هفتاد و دوم قرار دارد. افغانستان تنها با چهار ورزشکارش به یک مدال برنز دست یافت است در صورتی که کشور همسایه با 50 ورزشکارش که همه شان مانند بت پرستش می‌شوند به یک مدال برنز دسته یافته است.

در گذشته بهترین مقام افغانستان در المپیک، کسب یک رتبه پنجم در جریان مسابقات کشتی در المپیک 1964 بوده است.

شور و شوق در کابل
از آنجایی که شهروندان کابل روزانه دسترسی به برق ندارند این خبر نیک را دیرتر از تلویزیون‌های شان شنیدند. شور و هلهله‌ای فراوانی در پایتخت برپا شده است و قرار است یک جشن ملی برپا کنند در حین بازگشت روح الله نیکپا.

جایزه‌ای از طرف رئیس جمهور کرزی به نیکپا
همینکه تلویزیون‌ها پیروزی افغانستان را پخش کردند، رئیس جمهور کرزی فورا به روح الله نیکپا تلفونی صحبت کرده و پیروزی اش را به او تبریک گفت است. کرزی در ضمن اعلام کرده است که به این ورزشکار یک منزل رهایشی را با هزینه دولت منحیث یک جایزه تقدیم خواهد کرد. همزبان با جایزه از طرف رئیس جمهور کشور، یک سازمان خیریه قبلا اعلام کرده بود که به هر ورزشکاری که مدال برنز را برای افغانستان به دست بیاورد، مبلغ 10000 دالر آمریکایی را منحیث جایزه به دست خواهند آورد. روح الله نیکپای

نیکپا در مصاحبه با شبکه‌های خبری گفته است: "من بسیار خوشحالم و امیدوارم که این پیروزی، پیام صلحی را برای کشوری که 30 در جنگ بوده است برساند".

نیکپا 21 ساله، ورزش رزمی کوریایی را زمانی آغاز کرد که 10 ساله بود و زمانی بود که برادرش یک کلوب ورزشی را در کابل ایجاد کرد بود. نیپکا، در دیار مهاجرت در کشور ایران، در کمپ‌های مهاجرین شروع به تمرین کرد. نیکپا، چهار سال پیش از کشور همسایه ایران به افغانستان برگشت و شش ماه پیش به تیم ملی تکواندوی افغانستان پیوست.

روح الله نیکپا در یک مصاحبه گفته است: متاسفانه وضعیت ورزش، امکانات ورزشی و آنچه به ورزش تعلق می‌گیرد، بدون شک شبیه وضعیت نابسامانی کشورم است".

 گیزابی نیکپا که یکی از دوستان نزدیک و کسی بوده که همراه با روح الله نیکپا یکجا در کمپ مهاجرین در ایران سالها با هم زندگی کرده است، به خبرنگاران گفت است: "من وقت پیروزی دوستم روح الله را دیدم، اشک ریختم، اشکت ریختم به آن روزهای که با هم در یک تیم ورزشی در ایران در کمپ مهاجرین تمرین می‌کردیم".

فردا ساعت 10:30 صبح، نثار احمد بهاوی، نایب قهرمان تکواندوی جهان که سال گذشته، هادی ساعی قهرمان تکواندوی ایران و قهرمان چندین مرتبه‌ء تکواندوی جهان را شکست داد، با تکواندوکاری از کشور ایالات متحده آمریکا مبارزه خواهد داشت.

حالا، ما هم با خوشحالی و تقلید از همسایه مان، یک اندک خون به رگ‌های گردن افغانی‌ مان پمپ کنیم و شعار بدهیم که زنده باد افغانستان و در ضمن می‌توانیم از این به بعد بگویم: هنر نزد افغانیان است و بس.

لینک‌های مرتبط به موضوع:

عکس: طعم نخستین مدال، زیر دندانهای نیکپا
نیکپا اولین مدال تاریخ افغانستان را برد
اولین مدال برای افغانستان - الجزیره
سایت رسمی المپیک بیجنیگ
روح الله نیکپا، صاحب یک منزل و افتخاری بزرگی برای کشورش شد - در دیلی نیوز
عکسی از حین مبارزه و فریاد روح الله نیکپا
عکس گروهی از برندگان مسابقه همراه با روح الله نیکپا
اخبار مربوط به روح الله همراه با اسلاید عکس‌ها
آرزوی افغانستان تکواندوکارانش است
-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------
»
مصاحبه با روزنامه حزب کمونیست ایتالیا

1)
اینجا یک مصاحبه دارم با روزنامه لیبرازیون Liberazione مربوطه به حزب کمونیست ایتالیا به زبان ایتالیایی چاپ شده است.  ناگفته نماند، زحمت این مصاحبه را ماورو بیانی (Mauro Biani) یک کارتونیست مشهور ایتالیایی کشیده و در وبلاگ خودش در اینجا نیز نشر کرده است. از این آدم بزرگ تشکری می‌کنم. کارتونی را که در عکس می‌بینید هم مال من هست و آقای Mauro Biani زحمت کشیده است. او بیشتر مرا یک عکاس شناساندده است

2)
فکر می‌کنم نیاز به یک استراحت دارم. یک استراحت چند روزه که باید در یک مغاره کوه بروم و آنجا تمام شب، تمام روز و هفته را بخوانم. مزه این استراحت در این است که آدم از همه این مرداری‌های روزمره‌گی اندکی فاصله می‌گیرد و سر در لاک تنهایی خود فرو می‌برد و از خودش می‌پرسد که ای آدم تو در چه حال و هوایی و تو داری چه کار می‌کنی. استراحت خوب است آنهم در یک مغاره کوه که بالینت سنگ و سخره‌های گل‌دار باشند. من همیشه از سادگی‌ سنگ‌ها خوشم می‌آید مگر اینکه ببینم گل‌دار باشند. از چیزهای گل‌دار اندکی خوشم نمی‌آید چون فکر می‌کنم برای از بین بردن سادگی است. من سادگی را دوست دارم.

2)
دو سه عدد انسان ناکس، گاهی می‌آیند از هزاره‌ها حمایت می‌کنند به برادران پشتون فحاشی می‌کنند و گاهی همین ناکسان می‌آیند از پشتون‌ها حمایت می‌کنند به هزاره‌ها و برادارن نجیب تاجیک، ازبیک و بقیه فحاشی می‌کنند. من می‌دانم تعداد این ناکسان فقط بیش از یک نفر دو نفر نیستند اما می‌خواهند از قسمت پیام‌خانه وبلاگم، به اقوام پاک این سرزمین هتاکی کنند. تا هنوز اگر کسی از این ناکسان جاهل، چیزی شنیدند و رنجیدند، من معذرت می‌خواهم از این به بعد، باید پیام‌ها را کنترول کنم و نگذارم جاهلان افغان دست به چنین کارهای بد بزنند. می‌دانم آنانیکه دست به این گونه کارها می‌زنند، دچار ذلت و پستی هستند و حتما عقده‌ای در دل دارند که می‌خواهند از این طریق فرو نشانند.


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------
»
گزارش کذایی بی‌بی‌سی

تصحیح گزارش بی‌بی‌سی
عجیب اخبار کذایی را که نمی‌شنویم. بی‌بی‌سی گزارش داده است: "نیروهای ارتش و پلیس در یک "عقب نشینی تاکتیکی" ولسوالی ناوه را ترک کرده‌اند". ما هم باور کردیم که نیروهای ارتش و پلیس، آنقدر از درایت کافی برخوردارند که گاهی جنگ‌های تاکتیکی علیه طالبان انجام می‌دهند. بهتر است گزارش بی‌بی‌سی را اینگونه تصحیح کنیم:

عنوان: نیروهای ارتش و پلیس، از ولسوالی غزنی مجبور به عقب نشینی شدند.
مقامات ولایت غزنی در جنوب افغانستان می‌گویند، نیروهای ارتش و پلیس افغان در یک زد و خورد مجبور به عقب نشینی از ولسوالی ناوه غزنی شدند.

سید اسماعیل جهانگیر، سخنگوی والی غزنی در یک تماس تلفنی گفت، نیروهای افغان با رویارویی با طالبان در ولسوالی ناوه به شکست مواجه شدند. اما او در این مورد این که این نیروها از یک هفته پیش آماده رویارویی را گرفته بودند و ناگهانا مجبور به عقشب نشینی شدند، توضیحی نداد. وقتی گزارشگر ما از آقای جهانگیر نظرش را در مورد قدرت روزافزون طالبان و ضعف ارتش و پلیس پرسید، وی در این مورد توضیحی نداد.

اما ذبیح‌الله مجاهد، یک سخنگوی گروه طالبان می‌گوید، نیروهای ارتش و پلیس افغان که به گفته او از یک هفته پیش آماده مقابله با طالبان را گرفته بود، در طی زد و خورد سنگین، طالبان کرام، آنها را به شکست مواجه کردند.

گزارش‌هایی تایید نشده حاکی از آن است که شورشیان طالبان، بعد از به دست گرفتن ولسوال ناوه، ساختمان ولسوالی را به آتش کشیدند و بیرق سفید طالبان را در سر دیوارها نصب کردند.
ولایت غزنی در حدود 150 کیلومتری غرب کابل پایتخت قرار دارد که اخیرا نا آرام گزارش شده است.

این شد گزارش حقیقی و حسابی که دقیقا در طی چند ساعت گذشته در ولسوالی ناوه ولایت غزنی اتفاق افتاده است. شما در نظر بگیرید، این بنگاه‌های سخن‌پراکنی چگونه خاک به چشم مردم میاندازد. یادم هست، وقتی با یک آژانس کار می‌کردم، از همان لحظه نخست، به من تأکید کردند که متوجه باشی، چیزی که می‌نویسی باید پیام حمایت از دولت را با خود حمل کند. طوری به خوانندگان بفهمان که وضعیت، دارد در حال پیشرفت است و مشکلات روز به روز در حال کاهش است. وقتی من گزارش تهیه می‌کردم، مجبور بودم با 80٪ خودسانسوری و حزف واژه‌ها که بنظر آنها حساس بودند، با آنها کار کنم و آب و نان کنم. دشوارترین دوره بود. این شاید، برای شما حسی ندهد، چون شاید هیچ خودسانسوری را قبول نداشته باشید و یا هیچ تجربه‌ نکردید. اگر در چنین موردی گیر آمدید، بعد طعم گزارش نویسی و کار در بنگاه‌های خبری را می‌چشید که مدیر مسئول بخش تان، بیشتر از پنج شش بار گزارش تان را پس بدهد و زیرش خط بکشد که دوباره اصلاحش کنید، واژه مناسبتر به کار ببرید، مهم نیست که از دایره اصول روزنامه نگاری خارج می‌شوید.

از قضا وقتی به بوش و کرزی فکر می‌کردم، حس پست‌مدرن‌ گویی به من دست داد:

من سگ ولگردم

نانم دهید

دمبم مال خداست

گوش‌هایم مال بوش

دندان‌هایم مال کرزی


شاشم

به رنگ ارغنوانی است

چون شط فرات

در من غسل کنید

تطهیر کنید

من سگ ولگردم

خانه‌ام دجله فرات است

نشیمنگایم وادی توره بوره

آدمیان

در من تطهیر کنید


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------
»
اوضاع رو به بحرانی شدن

اوضاع رو به وخامت
اوضاع امنیتی کشور به شدت رو به وخامت است و گفته می‌شود، در طی چند روز گذشته، تعادل امنیتی در مرزهای کابل جدا صدمه دیده است. طالبان به دروازه‌های کابل رسیده‌اند، مردم دچار هراسند که در چند روز دیگر، در چه وضعی خواهند بود.
کمیته بین المللی نجات مرگ کارمندانش در ولایت لوگر را "تکان دهنده" توصیف کرده است دیروز، از صبح ساعت 10:30 تا بعد ظهر یک نبرد سنگین، بین طالبان و نیروهای امنیتی در تنگی سروبی ادامه داشت و بنا به برخی گزارش‌ها از منابع امنیتی ملل متحد، نبرد تا صبح امروز هم ادامه داشته است. همزمان زد و خورد بین طالبان و نیروهای امنیتی پولیس و اردو در لوگر در گرفته است و هنوز از تلفات دو طرف گزارش نشده است.

روز گذشته در یک کمین از طرف شورشیان طالبان، سه زن امدادگر خارجی که با سازمان خیریه کمیته بین المللی نجات (IRC) کار می کردند، به قتل رسیدند. از دیروز به بعد، برای تمام کارمندان خارجی، اخطار داده شده است که از رفتن به بیرون از کابل از طریق زمینی پرهیز کنند.

هشت صبح دیگر چرا؟
جالب‌تر از همه اینکه سرمقاله امروز هشت صبح، پر از است از دشنام علیه طالبان و علیه کسانی که سه امدادگر خارجی را به قتل رساندند. ببینید، روزنامه هشت صبح، چگونه با خواری می‌خواهد، حمایتش را از دولت اعلام کند و در کارزاری که وضعیت شدیدا در حال بحرانی است می‌خواهد آب را گل‌آلود نشان بدهد. سرمقاله‌نویس هشت‌ صبح، با بیچارگی به این وضعیت نگرسته و با عاطفه روزنامه‌نگاری‌اش می‌خواهد، قتل این سه تن امدادگر را چنان با طمطراق و با الفاظ که نباید در روزنامه نگاری خصوصا در سرمقاله ذکر شود استلال یابی می‌کند. سرمقاله‌نویس، گاه خودش را در جایگاه قرار می‌دهد که باید از دولت حمایت کند اما از آنجایی که ترس طالبان مغلوبش ساخته است، عاملین این حادثه را دشمنان امنیت و آرامش وطن خوانده و حتی دشنام می‌دهد که "
گماشتگان بی شرم و شعور و شرف" این کار را کرده است. دو گویی این روزنامه را متوجه می‌شوید؟ معلوم نیست این برادران مجاهد مان از چه طرز روزنامه نگاری می‌خواهد استفاده کند.

سرمقاله هشت صبح‌ را به دقت بخوانید و ببینید که نویسنده آن چگونه دست و پا می‌زند که چیزی بگوید اما گویا استخوان بزرگی در گلویش گیر کرده است که نمی‌تواند درست‌تر حرف‌های را ادا کند.


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------
»
دو عضو پارلمان افغانستان به ایتالیا پناهنده شدند

در یک رویداد عجیب دیگر، دو عضو مجلس افغانستان که در حال سپری تعطیلات تابستانی‌ شان در کشور ایتالیا بودند از بازگشت به افغانستان خودداری کرده و از دولت ایتالیا تقاضای پناهندگی کرده‌اند. خانم "پروین مومند تلوسه" و خانم "فهیمه احمدزی" هر دو از طرف کوچی‌ها (کولی‌های افغانستان) از ولایت‌های جنوبی به پالمان افغانستان راه یافته بودند، از کسانی بودند که در سال 2005 خواستار تشکیل یک کمیسیون مستقل برای جابجایی و حمایت از کوچی‌ها شده بودند که سرانجام موفق نشدند. 

به نقل از سایت نما که از روزنامه پیمان روز پنجشنبه 17 اسد 1387 چاپ کابل نقل قول کرده‌اند گفته است: یک عضو مجلس پارلمان افغانستان که نخواسته نامش فاش شود، به روزنامه پیمان گفته است: این نمایندگان قبلا فامیل های شان را بر اساس امر رئیس جمهور از راه های دیپلماتیک به بیرون از کشور فرستاده بودند.

بدتر از همه اینکه روزنامه پیمان به نقل از یک منبع که نخواسته نامش فاش شود گفته است که احتمال می رود برخی دیگر از بانوانی که از ولایات جنوبی در مجلس نمایندگی می کنند نیز به کشورهای خارجی پناهنده شوند. این منبع می گوید: شماری از نمایندگان که چانس خود را در دوره دوم انتخابات شورای ملی نمی بینند تلاش دارند تا از فرصت های باقی مانده استفاده نموده و در یکی از کشورهای خارجی به خصوص کشورهای غربی پناهنده شوند.

اما به باور برخی تحلیلگران اوضاع افغانستان، پناهنده شدن دو عضو پارلمان افغانستان به کشور ایتالیا، ارتباط مستقیم با رشد ناامنی و از هم پاشیدگی ساختار مدیریت سیاسی افغانستان دارد. افزایش روزافزون قدرت طالبان و ناتوانی دولت در کنترول اوضاع، یک بی باوری جمعی را نسبت به بهبود وضعیت افغانستان به وجود آورده است. گفته می شود از ابتدای سال جاری به این طرف، عده زیادی از مردم افغانستان که توان خارج شدن از کشور را داشته اند، یا خانواده های شان را به بیرون از افغانستان فرستاده اند و یا در صدد رفتن هستند.

خبر خوشحال‌کننده‌ای است نه؟ من ترجیح می‌دهم تمام اعضای پارلمان افغانستان از کشور ایتالیا تقاضای پناهندگی کنند و بعد در آن کشور ساکن شوند. وقتی ساکن شدند، پارلمان افغانستان را در همانجا برپا کنند و کارهای شان را از همانجا شروع کنند. این چند فایده دارد. اول انکه تمام اعضای پارلمان افغانستان، امنیت خواهند داشت و ثانیا اندکی به سر و وضع شان و به ژست آدمی شان رسیدگی خواهند کرد تا چهره یک عضو مجلس را بکشند.

من پیشنهاد می‌کنم که حامد کرزی هم باید تقاضای پناهندگی بکند. این طور خوب است که آنها بدون ریس دولت هم نباشند. وزرا مهم نیست که تقاضای پناهندگی بکنند و یا نکنند چون آنها همه دو تابعیته هستند و لزوم برای این کار نخواهند داشت. از آنجایی که این دولت با سقوط روبرو است، اینطور بهتر خواهد بود تا بهانه‌ای در کار نباشد برای دلیل سقوط این دولت.
لینک:
دونده زن افغان، فرار کرد


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------
»
دونده زن افغان، فرار کرد

یک خبر هیجان‌برانگیز که باعث افتخار همه ما و شماست. برای ملت بزرگ افغانستان، بسی جایی افتخار است که تنها دونده زن و نماینده این کشور محبوبه احدیار که قرار بود در المپیک سال 2008 در بیجینگ شرکت کند، از ایتالیا فرار کرد. به گفته این وب‌سایت، محبوبه احدیار، 19 ساله، انتظار می‌رفت تنها خانمی باشد که از افغانستان در المپیک 2008 نمایندگی کند. منبع می‌افزاید، او مایه افتخاری بود برای خیلی از زنانی که حق اشتراک در ورزش را در دوران طالبان نداشتند، او شرایط لازم برای دویدن در 1500 متر تا 3000متر را داشت. روزنامه تایم، گزارش داده است که محبوبه احدیار برای تمرین در یک باشگاه ایتالیایی آمده بود تا برای حضور در مسابقات بیجینگ آمادگی بگیرد. یکی از مقامات ورزشی در ایتالیا می‌گوید: "او همراه با بقیه ورزش‌کاران مشغول تمرین بوده اما با گذشت چند روز، یک دفعه دیدیم ناپدید شد. ظاهرا، فرار او دلخواهانه بود، طوری که کوله پشتی و پاسپورتش را با خودش برده است".

تایم، می‌گوید، گمان می‌رود که محبوبه احدیار به دلایل محدودیت‌ها و فشار‌های از جانب متعصبین و بنیادگرایان بر آن شده است تا خودش را به یکی از کشورهای اروپایی رسانده و دعوای پناهندگی کند.

با این خبر، کیف کردید؟ جالب است همگی در پی بیرون رفتن‌اند. از روزنامه‌نگار گرفته تا ورزشکار، که می‌ماند در این کشور؟ بیایید که برویم همه ما. یک روزنامه نگار وبلاگ‌ می‌سازد و خودش را به زمین و آسمان می‌زند، با زندگی‌اش بازی می‌کند تا پناهندگی بگیرد. یک ورزش‌کار که امیدی برای کشور است، به همین سادگی از چنین رویداد بزرگ تاریخی روی می‌گرداند و بدنبال پناهندگی میفتد.

مطالب مرتبط
یگ گزارش و مصاحبه با محبوبه احدیار در نشنال جیوگرافیک

عکس‌هایش را در اینجا ببینید


دو عضو پارلمان افغانستان به ایتالیا پناهنده شدند


-------------------------- » » » ● « « « « --------------------------


»
آیا افغان‌ها روزی متمدن خواهند شد؟
»
چرا دچار روزمرگی می‌شویم؟
»
ناجوان مردی‌های شاعرانه
»
بچه بازی در انجمن قلم افغانستان
»
همدلی از همزبانی بهتر است
»
فقط دوستان ایرانی و همزبانانم بخوانند!
»
به کابل رسیدم
»
چرا کشور ایران رشد نکند؟
»
برگشت به خانه
»
هویت‌زدایی قومی در افغانستان
»
چه قدر شکننده‌ایم؟
»
چه چیز به انسان شخصیت می‌دهد؟
»
مشکلات در راه ایجاد تلویزیون مشترک فارسی زبانان
»
اگر من حاکم می‌بودم...
»
اگر آهی کشم، صحرا بسوزد
»
یک افغانی ـ وطنی، در سرک‌های برلین
»
از برلین - پایتخت آلمان
»
تبعیض نژادی در آلمان، هنوزم زنده است
»
گزارش از خط سرخ
»
نگاه مضحک از بیرون به درون
»
سناریوی رنج گلدار
»
از شهر اوسنابروک
»
غریبه‌ای از سرزمین دیگر، "شهروند درجه دوم"
»
در حاشیه‌ رودخانه اِلبِ Elbe
»
تماس با من در آلمان
»
زن محوری در جامعه اروپایی
»
یادداشتی از شهر هامبورگ و بعضی مسایل داغ
»
تمدید ویزای شنگن ممکن است؟
»
از وین، پایتخت اتریش
»
از میدان هوایی دوبی
»
راه‌ها به هزاره‌جات مسدود شد
»
اسهال و استفراق ادبی
»
دور از دسترس افغان‌ها نگه دارید!
»
دومین دور کارگاه آموزشی وبلاگ‌نویسی خاتمه یافت
»
افغان پرس، جدیدترین روزنامه الکترونیکی شروع به کار کرد
»
از لاهور فرار کردم
»
به چه سبکی باید نبشت؟
»
خود سازی تا مرحله‌ آدم شدن
»
چرا ما را آدم حساب نمی کنند؟
»
یادداشتی از شهر لاهور